ما به هم وصلیم!

خاطرات دو تا جوجه

534.من کجام؟؟
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

قاطی کردنم از استرس زندگی کاری این روزهاست.

گاهی فکر می کنم زنان خانه دار هیچوقت این استرس ها را تجربه نمیکنند.

گاهی فکر می کنم این پولی که میگیرم پول خون ام است.

گاهی فکر می کنم اصلا ارزشش را دارد یا نه؟

گاهی فکر می کنم بزنم به سیم آخر و بروم استعفا بدهم.

گاهی فکر می کنم اگر سال آینده با جوجه ام قرارداد نبستند چه؟؟

گاهی فکر می کنم چرا ما هیچکدام رسمی نیستیم.

گاهی فکر می کنم چقدر دیگر عمر می کنم که بخواهم کار مورد علاقه ام را انجام بدهم.

گاهی فکر می کنم شیرینی پختن در خانه را خیلیییی بیشتر از برنامه نویسی دوست دارم!

گاهی گاهی گاهی...

می گویند وقتی فکر می کنی یعنی هستی.

این روزها خیلــــــــی فکر می کنم اما نمیدانم چرا نیستم!


 
533.قدت تو حلقم مااااااااادر
ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فکر کن،

یک هشتاد سانتی در مقابلت پنگوئن وار راه برود و مسیر پیاده روی عصرانه ات را تعیین کند!

آنوقت دلت می خواهد دنیا همانجا بایستد؟؟

نه! دلت می خواهد در جا بمیــــــــــــــــــــــری.

 


 
532.یادی از استاد...
ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

در راستای این پست،

متاسفانه یا خوشبختانه خدای من هنوز سر همان جای قبلی است، جوجه هم و پسرک نیز!


 
531.من.
ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

خدایا!

چند سال است که رمضان تحویل ام نمیگیری.

میهمان ناخوانده ام آیا؟؟


 
530.بناللللللللللللل
ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

حوصله ندارم!

همین.


 
529.خودش یا مغزش!
ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

هیچکس به اندازه مااااااااااااادرت دلش برایت نمیسوزد! حتی اگر خودت بچه داشته باشی.

می گویند نوه مغز بادام است اما هر مادری بادام خودش را بیشتر از مغز آن دوست دارد!

.

.

پسرک به شدت به شیر من وابسته است و روز به روز بدتر می شود. به جای هر غذایی فقط شیر می خورد و این باعث اختلال در وزن گیری اش شده.

طوری که منی که برای همه روضه شیردهی می خواندم حالا یک خط در میان روزه میگیرم تا کمی از حجم شیرم کم شود و پسرک بیشتر غذا بخورد.

خودم هم نمیدانم با وزن 53 کیلو این همه شیر از کجا می آید!! احتمالا دعاهایم برای موفقیت در شیردهی تا پایان دو سالگی خیلی غلیظ بوده و عدم استفاده از شیر خشک هم بی تاثیر نیست.

.

حالا مادرم وقتی می بیند پسرک دائم سیر - سیر (شیر) می کند برای پرت کردن حواسش هر ترفندی را بکار میبرد و با ناراحتی که به وضوح در صدایش دیده میشود زمزمه می کند: "چقدررررررر شیره جونه بچمو می خوای میک بزنی!!!!"

من؟ دلم برای کدامیک بسوزد؟

حرص خوردن مادرم یا درخواست پاره تنم؟!


 
528.هـــــــــــــــــــــی
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

رمضان های خانه پدری، هیچـــــــــــــــــــــــــــوقت دیگر تکرار نمیشود...


 
527.افطارانه...
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

چند پیشنهاد افطارانه از وبـلاگ شــف طیـبـه عزیز:

تونا بالز

شوکو بیس

ساندویچهای پین ویل


 
526.از تشعشعات تولد!
ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

من جدیدا فهمیده ام یکی از پاهایم از آن یکی کمی بلندتر است!

البته در راه رفتنم مشخص نیست یعنی نمی لنگم.

اما یکی از پاچه های شلوارم از آن یکی بلندتر است. بهتر است بگویم یکی از پاچه های همه شلوارهایم! پس مشکل از شلوار نیست.

.

اینگونه می شود که آدم وقتی سن اش بالا می رود به نکات ظریفی در قیافه اش پی میبرد!


 
525.مامانِ سوسکه!
ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

- : این چیه؟؟

. ‌: بیجه!

- بغل

- :‌چی؟؟

‌. ‌: بیجه!

- :قلب

.

.

.

مورچه ات تو حلقم مادررررررررر.