ما به هم وصلیم!

خاطرات دو تا جوجه

811.دیالوگ های به یاد ماندنی
ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

فرهاد [محمدرضا فروتن]، بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک با همسرش نگار [لیلا حاتمی]، دچار مشکل شده است. او برای حل مشکل خود،‌ نزد اُستاد پیرش [عزت‌اللّه انتظامی] که از قضا ۲۰ سال پیش راهنمای او برای انتخاب همسر بوده می‌رود.


فرهاد: بعد از بیست سال، بازم دست خالی

اُستاد: بیست سال پیش توی فصل بهار، اومدی اینجا که «عاشق یه شاهزاده خانووم خُنیاگر شدم؛ می‌خوام ازدواج کنم». هه. یه نوار هم گذاشتی، گفتی «صدای سازشو گوش کن، بگو ببینم راز دلش رو می‌تونی برای من بگی؟»

اُستاد: من چی گفتم؟!

فرهاد: گفتین اگه زبون دلشو نمی‌فهمی، غلط می‌کنی ازش خواستگاری کنی.

اُستاد: دیگه چی گفتم؟

فرهاد: گفتین این شاهزاده دلش شکسته‌س؛ یا دلش جای دیگه‌س. اگه شکسته باشه، می‌تونی پیوند بزنی.

اُستاد: بند زدی پسر؟

فرهاد: فکر کردم زدم، ولی حالا فکر می‌کنم...

اُستاد: بعضی دل‌ها مثل بلوره؛ زود می‌شکنه، بند زدنش خــــــــیلی سخته...

 

چهل سالگی-علیرضا رئیسیان


 
810.بی دست و پا گیر!!!
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

پارک آبی،

تنها جایی است که خوشحال می شوید دختر ندارید!!!

پس،

بِسُر تا می تونی.نیشخند


 
809.رهایم کنید...
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

حالم خوب است...

به اندازه تمام روزهای کاری گذشته میهمانی و گردش و پارک و خرید می روم.

به اندازه همه بی خوابی های قبل می خوابم.

به اندازه همه استرس ها و نگرانی هایی که لقمه لقمه بدنم را میهمان میکردم، آرامش دارم.

حالم خوب است...

بیشتر آشپزی می کنم، بیشتر کیک و دسر می پزم و بیشتر به خودم میرسم.

و،

صبح ها وقتی کنارم بیدار می شود و چشم باز نکرده می خندد، حالم بهتر هم می شود.

اما،

اما خوابها دست از سرم بر نمیدارند.

من هر شب دربه در اتاقهای شرکت، به دنبال میز و صندلی و کامپیوتر و بچه های گروه می گردم...


 
808.و اما زنجان...
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

زنجان را از نگاه الی بانو بشناسید که با حوصله و دقت زحمت نوشتن کامنتی به این بلندی را کشیدند.

عزیزم، سایه ات همیشه بالا سر پسر دوست داشتنی ات مستدام.

.

جاذبه های گردشگری زنجان:

گنبند سلطانیه و معبد داش کسن در شهرستان سلطانیه که قبل از ورود به زنجان میتونید ببینید. 45 کیلومتری زنجان واقع شده و وقتی از اتوبان تشریف میارید کامل دیده میشه. کمی دورتر غار کتله خور. که احتمال میدن غار علی صدر همدان و این غار به هم وصل باشن ولی انتهای هر دوشون تا حالا دیده نشده.

داخل شهر زنجان:

بنای رختشوی خانه. موزه مردان نمکی یا همون بنای ذوالفقاری. ساختمان دارایی.بازار زنجان که بزرگترین بازار سرپوشیده ایرانه.پل میربهاالدین.

با توجه به شناختی که در این سالهایی که خواننده وبلاگتون بودم از شما پیدا کردم دیدن مسجد حسینیه اعظم زنجان رو هم بهتون پیشنهاد میدم. فضای معنوی بسیار دل انگیزی داره و روح آدم سرشار از آرامش میشه.

صنایع دستی:

ظروف مسی، ظروف و تابلوهای ملیله،چاروق و چاقو

مراکز خرید:

برای صنایع دستی که بالا گفتم حد فاصل بین سبزه میدان و چهار راه انقلاب. و برای چاروق بازار زنجان.برای سایر خریدهای احتمالی پاساژهای نور و ایران زمین و شهر راز که همگی در مراکز شهر هستن. 

رستوران های خوب:

برای غذاهای پلویی: رستوران تالار صدف و رستوران پلو. کوبیده گلریز هم حرف نداره.

غذاهای سنتی: رستوران زرتشت. البته کاروان سرا سنگی هم هست که علاوه بر رستوران بودن جاذبه توریستی هم محسوب میشه.

دیزی سرای نارنج و تلیت. فست فود هم که تقریبا همه مثل همه.


 
807.به هر دیارش نمیدم...
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

دختر بودیم، روزش نبود!

حالا که هست، دختر نداریم.گریه

.

مادرم همیشه میگن: خانه ای که دختر داره باید معلوم باشه. چیدمانش، سلیقه اش، روحش!

میگن: خانه را ببین، دختر را بگیرنیشخند

.

دخترها، روزتون مبارک و بدانید هیچ خانه ای خانه پدر نمیشه.

حتی اگر اون خانه، خانه نارنجی باشه...


 
806.بسیار سفرم آرزوست...
ساعت ٤:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

برای یک سفر چهار روزه به ارومیه با توقف دو روزه در زنجان برنامه ریزی میکردیم که،

نیمه های شب با گریه پسرک بیدار شدیم و دستم از شدت گرمای بدنش سوخت...

اما ما پر رو تر از این حرفهاییم و خدا بخواهد بزودی راهی می شویم.

دست یاری دراز می کنیم برای همیاری تان در جمع آوری جاذبه های دیدنی و البته رستوران های زنجان و ارومیه و تبریز!

.

پیشاپیش از یاری سبزتان کمال تشکر را دارم.


 
805.پسرم...
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

آلبوم مجردی هایم را از زیر کتابخانه بیرون کشیده.

میگه: این کیه؟

میگم: بابی! (مهربان پدرم)

میگه: وا! شبیهش نیست. من نشناختمش. چقدر تغییر کرده!!

.

من: خودمو پرت میکنم روش، می چلونمش، ماچ مالیش می کنم، چند تا گاز می گیرم، بعد میشینم، موهامو مرتب می کنم!!

اون: عادت داره!! فقط نگاهم میکنه!

.

.

.

پ ن: یادش دادم بگه بابایی! اما یاد گرفت بابی! حالا بابی روی پدرم مانده...


 
804.هایپر مترو...
ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

کجای دنیا توی مترو میتوانید هم دونات بخرید هم فلش مموری، هم خط چشم، هم اسکاچ، هم جوراب, هم باتری، هم سوزن، هم مسواک، هم شورت!!

تازه همه در یک مسیر.


 
803.رییس کجایی ببینی!
ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

شرکت برگه تسویه حسابم را امضا نمیکند.

هنوز نیرویی برای جایگزینی و تحویل برنامه هایم معرفی نکرده.

بنده همچنان مجانی و از طریق تلفن پاسخگو هستم!!

بله، همچین کارمند نمونه ای بودم من.فرشته


 
802.و خداوند شکلات را آفرید...
ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

بعضی چیزها ترکیبشان خوشمزه میشود. درست مثل آدمهای خوش ترکیب!

و البته ساده...

پس انتخاب کنید و ترکیب کنید و نوش جان کنید، حتی بدون پیمانه!

شکلات و موز و شیر

بستنی و بادام زمینی و شیر و شکلات

شیر و نوتلا

شیر و موز و نوتلا

نوتلا و همه چی!نیشخند

بیسکوییت و شیر و شکلات و موز

پسته و شیر و شکلات و موز

ژله و بستنی و بیسکوییت

کارامل و همه چی!

و ...


 
801.دیالوگ های به یاد ماندنی
ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

"انسان ها تنها موجودات زمین هستن که ادعا میکنن خدایی هست،

ولی تنها موجوداتین که رفتارشون طوریه انگار خدایی وجود نداره!"


خاطرات عجیب و غریب-بروس رابینسون


 
800.جملات قصار...
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

میگه:"مامان این کتابو خیلی دوست دارم. لطفا برام تندید کن"

تمدید منظورشه!!

.

میگه: "دویست سال پیش که من نی نی بودم شما غذا میزاشتی دهنم!!"

نه که الان نمیزارم!!


 
799.استغفرالله!!
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

دوست عزیزی که بارها و بارها بدون نام و نشان درست و اصرار زیاد برام پیغام گذاشتین تا عکسای اتاق پسرم را براتون بزارم.

من چند ماه پیش اونهارو براتون به آدرس sanaz_soo...@yahoo.com ایمیل کردم.

حتی به کامنت شما همینجا پاسخ دادم.

محض اطلاع دوباره براتون ایمیل کردم. لطفابه تاریخ اولین ایمیل توجه کنید و اینقدر بنده رو نزنید و مطلع باشید نسبت به کسی که وبلاگ نداره و در این سالها هیچ شناختی ازش ندارم هیچ مسئولیتی هم ندارم!! امیدوارم از اعتمادم به شما پشیمان نشم.