742.مرثیه ای برای زمستان

خب تمام شد. ریز ریز دارد میرود زیر 20 درجه.

نمیدانم چرا این تابستان بی عرضه هیچوقت خودش را تا آخر مهر نمیکشد حداقل. مگر نه اینکه زمستان تا آخر فروردین دست از سر کچل ما بر نمیدارد. هر چقدر هم که من سرم را بالا بگیرم و چشم غره اش بروم.

دیگر با این سرما و آلودگی کوفتی نه می توانیم لای سایت ها و هتل ها و تخفیف ها بچرخیم و خود به خود نیشمان باز شود، نه مراسم پارک و نمایش و خیابان گردی داریم.

همین.

از یکی دو هفته دیگر هم باید بتمرگیم سر جایمان هی دعا کنیم باران ببارد، باران ببارد بعد باران نبارد هی توی دود نفس بکشیم و غُر بزنیم و غُر بزنم و غُر بزنم و...

من زمستان را دوست ندارم. از این واضح تر؟

/ 7 نظر / 19 بازدید
مهسا

در گروه اينترنتي آلفا عضو شويد و جايزه نقدي دريافت کنيد http://alpha20.mihanblog.com/extrapage/1

فاطمه

اگر آلودگي نبود.... آخ فقط اگر آلودگي نبود هيچ چيز بهتر از باران پاييزي و برف بازي زمستاني و بعدش برگشتن به خانه و خوردن آش داغ و غذاي گرم كنار بخاري سراغ ندارم..

طلا

هوای ابری ...خش خش برگها...شبهای بلند با کلی وقت برای بازی در اتاق پسرک...لم دادن کنار بخاری و غرق لذت خوندن کتاب...رویای شیرین نیمه دوم سال...من پاییز و زمستان را به شدت دوست دارم..از این واضح تر؟[نیشخند]

زهرا

اخ که عجیب موافقم منم از وقتی بچه دارم دیگه هیچ جوره با سرما کنار نمیام متنفرم از لباسای سنگین از سرماخوردگی های مداوم از لرزیدن دخترم وقتی منتظر سرویس مدرسست

زهرا

اخ که عجیب موافقم منم از وقتی بچه دارم دیگه هیچ جوره با سرما کنار نمیام متنفرم از لباسای سنگین از سرماخوردگی های مداوم از لرزیدن دخترم وقتی منتظر سرویس مدرسست

فارا

کاش ما هم مث همه مردم دنیا زندگی میکردیم.دغدغه بی ابی.غصه بارون.زلزله.الودگی به هزار جور رو نداشتیم...کاش