781.پسرم...

هنوز توی خانه راه می رود می خواند:

"بوی عیدی بوی توپ...ماهی سفره نووووو"

/ 1 نظر / 24 بازدید
سمیه

عزیزم[بغل] پسر دوست داشتنی. منم دوساله ازدباج کردم،راستش عاشقانه های شما رو با پسرتون میبینم خیلی ترغیب میشم بچه دار شم اما از سختیها و مشقات مادر شدن میترسم چون آدمی هستم به حساسیت و نکته بینی و سانتی متری شما،انگار منو شما همزاد بودیم برا همینه پنج ساله هرروز توی وبلاگت پلاسم[نیشخند]