732.هیییییییییییییییییییییییی

آنقدر از رفتن تابستان ناراحتم که اصلا به روی خودم نمی آورم.

به روی خودم نمی آورم که باز اول مهر آمد و باز توی گوش بچه ها می خوانند:"باز آمد بوی گند مدرسه"

مدرسه، مدرسه، مدرسه.

با آن مدیر و ناظم خشن.

با آن راهرو بلند تاریک.

با آن مانتوهای تیره و مقنعه های بلند سیاه.

با آن مشق های مزخرف و کتابهای کلفت و معلم های سخت گیر.

با همه خاطراتی که دوست دارم نابود شود.

مدرسه با من بد کرد.

مدرسه بالهای مرا قیچی کرد...

/ 5 نظر / 17 بازدید
مجله پلشت

سلام. وبلاگ خيلي خوبي داري. اگه دوست داشتي آخرين مطالب طنز و عکس هاي بازيگران رو ببيني يه سري به مجله پلشت بزن. سايت باحاليه

ساناز

باتمام وجود متنفرم من از اول مهر

شادی

سخت نگیر خانمی.از تو دل همه این بدیها خوبیهاشو بیرون بکش و شاد باش.دوستان خوب.همه دانستنیها.معلمان کمی که بسیار دوست داشتنی بودن.شعرهای زیبای کتابهای فارسی.نمره های 20 که کیفمان را کوک میکرد.فکر کن بازم پیدا میکنی.

آذرمی دخت

منم از مهر و مدرسه خوشم نمیاد. اصلا بی اختیار استرس میگیرم

قارا

حیف...میتونس برات پر از خاطرات خوب باشه...