773.دیالوگ های به یاد ماندنی

* : دلم برایشان تنگ می شود بسیار...

- : بچه مسلمون دلش برا روزگار جاهلی تنگ نمیشه.

* : نگو رحمان! در روزگار جاهلی هم لحظه های زیبایی داشتم.

* : اینجا بود که نخستین بار تو را دیدم.

* : اینجا بود که بر تو عاشق شدم.

* : اینجا بود که ایمان آوردم.

.

* : محمد در جاهلیت برگزیده شد... خدیجه در جاهلیت عاشق شد... و علی در جاهلیت زاده شد...

.

کتاب قانون- مازیار میری

/ 7 نظر / 49 بازدید
قاصدک

وقتی داشت عکس ها رو می سوزاند .. ..........

غزل سپید

جاهلیت همیشه هم بد نیست... من هم این دیالوگ را خیلی دوست داشتم. مرسی ماری عزیز.من به تازگی وبلاگم رو افتتاح کردم...ایده اش فقط از روی نوشته های زیبای شما بود بانو.پاینده باشید

سپیده

سلام به ماری خانومه بی نظیر... کاش هر از گاهی مثل قدیما از عاشقانه های صادقانتون بنویسین که خستگی از تن میبره...

مرتضی

◊♥◊♥◊♥◊♥◊♥◊ هر خانه، هر قلب، هر احساس، هر لحظه از شادی بدون تو ناقص است، فقط شما زنان میتوانید آنها را تکمیل کنید روز جهانی زنان مبارک ◊♥◊♥◊♥◊♥◊♥◊

مریم

میشه عکسای اتاق لوبیا را دوباره بگذارید؟

مریم

میشه عکسای اتاق لوبیا را دوباره بگذارید؟

نارنجدونه

اخخخخخخ :) منم خیلی دوست دارم این تیکه رو